تبليغاتX
پنجره چوبی

مهران مدیری

اولین بار در برنامه ای بنام نوروز 71 بود که هنرمند جوانی بواسطه تقلید رفتارهای محمود شهریاری و منوچهرنوذری شهره اذهان شد.

مدیری چند ماه بعد با برنامه ساعت خوش انقلابی در عرصه طنز بوجود آورد.ساعت خوش با چهره های جوان و ناشناس خود برای ساعتها قهقه مردم را به آسمان برآورد.

حال بعد از سالها که از پخش آن مجموعه میگذره خیلی از بازیگرانش به قطبی از جریان طنز کشور تبدیل شده اند. و البته مهران مدیری در راس آنها بارها و بارها سبکهای متفاوتی از طنز را ارائه کرده. ضمن اینکه بازیگران ساعت خوش هرگز در کنار هم باقی نماندند مگر در بعضی مجموعه ها که به زحمت بتوان دوتا یا سه تا از آنها را شاهد بود .

مهران مدیری همچنان به همان اصل دیرینه خود پایبند مانده است: استفاده از عوامل آماتور . که در هر مجموعه عده ای از مجموعه قبلی هستند و عده ای نیستند ولی همان آماتورهای چند سال پیش به توانمند ترین مهره های آثار طنز ایشان بدل شده اند. مدیری در مصاحبه ای به علت توفیقش در استفاده از افراد ناشناخته اشاره کرد: از بازیگرانم می خوام تا همونطوری که هستند یا میتوانند بازی کنند و آنها رو کاملا آزاد می گذارم.  همچنین نصراله رادش که در ساعت خوش به اوج رسید و روز به روز در حال افول است در گفتگویی یکی دیگر از علل موفقیت مدیری را در آرامش او تعبیر کرد.

 درسته که فروتنی و تواضع در چهره اش دیده نمی شود و عده ای هم از این بابت بر او خرده میگیرند اما آرامش که زمینه اندیشیدن را فراهم میکند در رفتار و آثار وی قابل لمس است.

آثار آقای مدیری را میتوان در دو دسته کلی تعریف کرد: فصل اول: که شامل آیتمهای نمایشی کوتاه بود مثل  جنگ 77 و ساعت خوش و ببخشید شما و ....  و فصل دوم : چند سالیست شاهد پخش آن هستیم و اغلب با همکاری پیمان قاسم خانی عرضه میشود که از پاورچین شروع شده تا حالا. بی انصافیست که کارهای اخیر مهران مدیری رو مدیون نوشته های قوی قاسم خانی ندانیم.

این نوشته ها در عین شیرینی توام با خنده همراه انتقادهای تندی نیز هست که با ظرافت و دقت خواصی که نویسنده در آن لحاظ کرده از خطوط قرمز ترسیم شده توسط مدیران سیما نیز عبور نمی کند.

مرد هزار چهره که هر شب شاهد پخش آن هستیم که بهانه نوشتن این مطلب هم شده نمونه ای از کارهای انتقادی است ، هر چند بعضی مواقع این تیغ تیز در جهت رضایت جریان حاکم نیز حرکت می کند (شاید برای بقا) نمونه هایی مثل: تصویر کردن تحصن نمایندگان مجلس ششم ، عباس کیارستمی ،انتقاد از طرح غنی سازی در خاک روسیه و نمونه آخر هم که دیشب پخش شد به مسخره گرفتن شعرا و روشنفکران و عرفا و چپگرایان که همگی را در یک گروه آدمها بی خرد نمایش داد و انصافا هم راهی جز خنده برایم باقی نگذاشته بود. (اونجا که سروش صحت با اون کلاه معروفش ،تخلصش رو چه -چگوارا- معرفی میکرد و تهدید به تحصن و نترسیدن از زندانی شدن و ..... رو میگم)

تا حالا هر چی گفتم تمجید بود ،کمی انتقاد هم دارم. معمولا در تمام آثاری که از مدیری دیدیم در نیمه پایانی بر خلاف نیمه آغازین شاهد افت کیفی شدید کار هستیم  و این افت تا اونجا پیش میره که مخاطب آرزو میکنه زودتر سر و تهش هم بیاد و به آخر برسه.

و یک مورد دیگه استفاده بیش از حد تکه کلامها ست ، اونها هم اولش خیلی جذابند ولی کم کم حالت انزجار به آدم دست میده خصوصا اونجا که این تیکه ها میاوفته تو زبون یکسری افرادی که معمولا سوژه زیادی برای مطرح شدن ندارند و تا مدتها خودشون رو با همین عبارات تو جامعه مطرح میکنند و اعصاب دیگران را خرد. من از الان برای همین تیکه به به.... به به  دارم اعلام خطر میکنما!!!

ضمنا گاهی اوقات این تکه کلامها به خوبی انتخاب میشوند و تا مدتها در فرهنگ عامه مردم ته نشین میشوند مثل همین اصطلاح مرسوم پاچه خواری.

ض ..... امروز (۱۴ فروردین) سایت تابناک مقاله جالبی راجع به مرد هزار چهره منتشر کرد،با خوندن این مقاله تازه متوجه شدم دفاعیات پایانی مهران مدیری در دادگاه رو می توان به نسبت دادن شخصیت مسعود شصت چی و محمود احمدی نژاد تعبیر کرد.

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت   توسط امیر  | 


سلام به خدمت یکان یکان شما بینندگان جان،در خدمت شما هستیم از شبکه محترم چهار سیما.....روبروی ما باشید تا بعد از یک رفت و آمد رسانه ای مرقزار اول برنامه امشب را تقدیم شما کنیم.

اینها کلماتی هستند که از شنبه تا چهارشنبه ساعت یازده و ربع شب محمد صالح علا روی صفحه تلویزیون ظاهر میشه و با بیانشون روح مخاطبانش رو تلطیف میکنه.

دو قدم مانده به صبح  برنامه زنده ایست که فارغ از هیاهو و شتابزدگی های معمول برنامه های زنده تونسته مخاطب های گوناگونی جذب کنه،تو همین مدت چند ماهی که داره پخش میشه من اظهار نظر های کسانی رو شنیدم که اصلا فکر نمی کردم اونها به برنامه های تلویزیون حتی نگاه بکنن.

مهمترین دلیل قطعا حضور محمد صالح علا ست، او  نقش های گوناگونی رو در هنر به عهده داشته و همواره رد پایی از خودش تو آثارش بجا گذاشته اما صالح علا گوینده ایست بی نظیر با صدای گرفته و پر حرارت و لحنی ملتمسانه

این جنگ شبانه علاوه بر میهمانان نام آشنا که برخی از اونها مثل مسعود کیمیایی برای اولین بار و به احترام شعور بالای برنامه پا به ساختمان جام جم گذاشتند، از مجری کارشناسهای معتبر تری هم سود میبره مثل فریدون جیرانی،محمد رحمانیان،دکتر عیسی جلالی، اینها کسانی هستند که خود کارشناس حوزه کاری خود هستند و میزبانی میهمانانی را میکنند که گاها در سطحی پایین تر از خود قرار دارند یا همسطح خود هستند و از پس یک گفتگوی صمیمی و تخصصی که نشانی از حاشیه و درگیری لفظی در آن نباشد،بر می آیند. مجری اصلی(صالح علا) در عین اینکه گفتگو رو به کارشناس محول کرده هر از گاهی از زاویه ای شاعرانه و حتی طنز گونه وارد بحث میشه و رخوت یک گفتگوی سنگین را در آستانه بامداد از ذهن برنامه خارج میکنه.

دکور برنامه هم بخشی دیگر از همون رد پای صالح علا در آثار هنریش است.فضای خلوت و آراسته با رنگ سفید و حضور اشیاء ساده و صمیمی مثل نردبانی که رو به سوی آسمان دارد یا حوض آبی که قطره های آب را مدام بالا و پایین میکند...

داستانک ها یا به تعبیر مجری : رفت و آمد رسانه ای هم بخشی منحصر به فرد از برنامه هستند بریده ای از فیلمهای سینمایی مهم و صدای مسعود رایگان،ماجراهای کوتاه و تاثیر گذار برای تغییری در حال و هوای برنامه خیلی لازم است.

شاید شبهای عزاداری امام حسین خیلی ها عادت دارند که اصلا تلویزیون نگاه نکنند تا از شر برنامه های کسل کننده اون ایام رها شوند اما اینبار دو قدم مانده به صبح با گذاشتن افکت سیاه و سفید روی تصویر، سیاه پوش شد و  با دعوت از دکتر ولایتی که او را به سیاست و طبابت میشناختیم،به عاشورا از منظری دیگر نگریست ،ولایتی در پایان یکی از گفتگو هاش شعری از قآنی خوند با لحنی سنگین و غمگین اما با شور و حالی فراتر از نوحه های امروزی،ای کاش به یادم موند بود تا برای شما هم مینوشتم.

این برنامه روزهای پنج شنبه و جمعه پخش نمیشه و من از الان منتظر رسیدن فرداشب هستم تا بار دیگر دو قدم مانده به صبح رو تا فرا رسیدن صبح تماشا کنم.

البته شب بیداری در عین لذتی که برای من داره مصیبت بیدار شده راس شش و نیم صبح رو هم بهم تحمیل میکنه ولی می ارزه.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت   توسط امیر  | 


                            

با کوتاه شدن روزها وبه تبع اون طولانی تر شدن شب ها  طبق روال چندین و جند ساله تلویزیون ، فصل جدیدی از برنامه ها آغاز شدن.تو شب های سرد زمستون –عمدا از کلمه زمستون استفاده کردم چون دیگه هر چی هست زمستونه- مردم فرصت بیشتری برای نشستن جلوی جعبه های جادویی پیدا میکنن. خوشبختانه بعد از مدتها شاهد حضور کارگردانهای نام آشنای سینمای ایران در مسند سریال سازی هستیم، از جمله : حاتمی کیا ،کمال تبریزی و کیانوش عیاری هر چند این نشانه مهاجرت و دوری اونها از سینماستو از وضع اسفناک هنر هفتم حکایت می کنه، ولی فرصت دیدن سریالهای خوش ساخت رو که خیلی وقت بود از دیدنش محروم هستیم رو باید مغتنم شمرد.

حالا اصلا نمی خوام در مورد اون سریالها صحبت کنم ، از دیشب پخش یک سریال جدید بنام ساعت شنی شروع شده ، برای اولین بار شبکه یک قصد داره شیوه پخش یک شب در میون سریال رو امتحان کنه که به نظر من استقبال میشه از این روش. همچنین برای اولین بار دیدن یک اثر برای افراد بالای شونزده سال توصیه شده.

این مجموعه پر از چهره های معروف فیلم های سینمایی قدیم و سریالهای سالهای اخیره مثل :بیژن امکانیان،داریوش ارجمند ، رویا نونهالی و نسرین مقانلو.

ریتم داستان هم خیلی تنده و آدمو یاده دقایق اول فیلم های سینمایی میندازه  اونجایی که مخاطب کمی گیج میشه و احساس میکنه سوژه از دستش خارج شده (تقریبا شبیه فیلم تقاطع). اما ساعت شنی از چند داستان موازی که احتمالا در قسمتها بعدی به هم گره میخورن شکل گرفته.

2 تا سکانس تو همین قسمت اول برام جالب بود: اولیش اونجایی که نسرین مقانلو در نقش یک فاحشه  تو تاریکی شب سوار یک پرشیایی شد که براش ترمز کرد (به قول بعضیا اتو زد) و اتفاقا راننده هم حساب اهل حال بود، تا حالا دیدن این سکانس رو تلویزیون تجربه نکرده بودم هر چند آخرش رو اصلاح کردن که خانم مقانلو  تیغ زنی میکنه تا فاحشگی! یادم میاد اولین بار مشابه این سکانس رو تو فیلم شوکران دیدم و همون موقع همه با تعجب در موردش حرف می زدن.

دومی برام جالب تر بود، کارگردان که اسم و فامیلش اصلا برام آشنا نبود به تقلید از جعفر پناهی تو فیلم آفساید دقایق پایانی بازی ایران-بحرین رو که به صعود ایران به جام جهانی منتج شد ، توی شلوغی خیابونای تهران و با صدای گزارشگر رادیو تصویر کرد. و در پی اون شادی های خیابونی جوونای خیابونی.

ساعت شنی روزهای زوج از شبکه یک ساعت 10:15 پخش میشهکه تقریبا بیشتر ما تو اون موقع وقت میکنیم تلویزیون ببینیم مگر اینکه کارمند شیفت شب باشیم یا از فرط خستگی تو رختخواب.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت   توسط امیر  | 


مقدمه

حدودای سال 79 یا 80 بود که طنز های 90 قسمتی یا 90 شبی، جای خودشون رو بین مردم باز کرده بودند.زیر آسمان شهر -البته نسخه اولش- جزء اون دسته از برنامه هایی بود که تو مطلب مربوط به مقدمه تلویزیون به عنوان برنامه های ماندگار یاد کردم. اینجا بود که سایر برنامه سازها بیشتر متوجه استقبال مردم از مجموعه های طنزشدن.مجموعه پر مخاطب دیگه ای بنام بدون شرح از شبکه سه پخش شد،شاید مهمترین مشخصه این مجموعه حضور بازیگر نقش های منفی و جدی: فتحعلی اویسی بود،تا قبل از بدون شرح یا شهر قشنگ کسی اویسی رو با اون قهقه ها ندیده بود و انصافا اویسی هم از پس اون نقش به خوبی بر اومد،انگار در سنین میانسالی برگ برنده ای رو کرد تا نشون بده پتانسیل های زیادی در خود نهفته داره.شهر قشنگ بخاطر استقبال مردم از 90 قسمت فراتر رفت و تقریبا از اواسط بهار تا اوایل پاییز پخش شد.

هنوز  مدت زیادی از پایان این سریال نگذشته بود که شبکه اول (یادم میاد اون موقع همین آقای جعفری جلوه،معاون فعلی سینمایی ارشاد،مدیر شبکه بود)   سریال 26 قسمتی طنزی با عنوان در کنار هم رو برد روی آنتن.فضاها و دکورها مثل بدون شرح تو استودیو فیلم برداری شده بودند. خسرو شکیبایی ،فتحعلی اویسی ، سیروس گرجستانی ، مهرانه مهین ترابی ، رامین ناصر نصیر ، برزو ارجمند ، شراره دولت آبادی و امیر حسین صدیق بازیگرای اصلی بودند ضمن اینکه کارگردانی این مجموعه به عهده خود اویسی بود  اون موقع با دیدن اویسی و گرجستانی انتظار داشتم مثل همون مجموعه های قبلی به شوخی ها و اتفاقهای فکاهی بخندم ولی قالب در کنار هم کجا و بدون شرح کجا؟

بهتر بود درکنار هم رو با کاکتوس مقایسه میکردم.

...آقای رکن آبادی (شکیبایی) بعد از فوت پدر ، دفتر وکالت به ارث رسیده رو که اتاقهای زیادی داره به چند صنف مختلف و معارض اجاره میده تا خودش هم با سوء استفاده از شباهت ظاهری به پدر همچنان به وکالت بپردازه البته با کمک وکیلی جوان و خجالتی(امیرحسین صدیق) یک منشی و آبدارچی مشترک باقی مانده از پدر آقای رکن آبادی پل ارتباطی هستند برای تلاقی این مستاجر های جور واجور.

تو هر قسمت از این سریال 26 قسمتی که در شبهای سرد پائیز و زمستون مهمون مردم ایران بودند معمولا یک شخصیت جدید یا مهمان به یکی از این مستاجرها(پزشک تجربی ، وکیل ، مهندس ناظر ، ناشر ) مراجعه میکنه و سایر همسایه ها تو کار همدیگه دخالت میکنن ، هر یک با شرارت های شیرنشون ماجرا های جالبی رو پدید میارن ، دست آخر آقای رکن آبادی که ظاهرا فردی خوش برخورد اما در اصل شارلاتان و منفعت طلبه وساطت میکنه و با حرفای نافذش قائله رو فیصله میده.

درکنارهم نتونست در حد بدون شرح مخاطب جذب کنه من فکر میکنم بخاطر این بود که اویسی سعی داشت به طنز بپرداز تا شوخی و لوده بازی.

تندترین انتقادها از زبون آبدارچی ساده ای که از سیل آباد به طهران مهاجرت کرده بود بیان میشد در حقیقت ناصر نصیر نمایند طبقه فقیر جامعه بود.بازی پخته شراره دولت آبادی رو اولین بار تو همین مجموعه دیدم در نقش یک ویراستار ادبی که به شدت مدافع حقوق زنان بود (تو یه قسمت سوژه کتابی رو که در حق کاراکتر زن جفا شده بود تغییر داد...)و شخصیت استاد امجد (اویسی) فرهنگ و رجال سیاسی رو به سخره میگیره و  سایر شخصیت ها که خودتون باید ببینید.

با توجه به اینکه ساخت این مجموعه با دوران ریاست خاتمی بر دولت همراه بود کارگردان برای انتقادهای گزنده اش چندان دست و پا بسته نبود.

حال بعد از شش ، هفت سال مدیران سیما تصمیم گرفتند این دو سریال رو دوباره همزمان با هم یا در کنار هم بازپخش کنند.

نمیدونم چرا؟ حالا که دوباره درکنارهم رو میبینم بیشتر از گذشته میخندم! نه به رفتارها و گفتارهای بازیگرا،به واقعیتهای موجود در مملکت که به خوبی یادآوری میشن!

صبح های جمعه در کنار هم رو از دست ندین، البته در صورت داشتن وقت خالی.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت   توسط امیر  | 


این سومین مطلبیه که دارم مینویسم.دوتای دیگه سر از جای دیگه ای درآوردن و حیفم اومد خط خطی کنمشون و تا آخر نوشتم ولی بدرد اینجا نمی خوردن،شاید به قول یکی از دوستان جمعیت خاطر ندارم .

تو خونه همه ما وجود داره ، حتی در خیلی از دورترین و محرومترین نقاط ایران زمین هم حضور داره (شبیه چیستان شد) اینقدر وسیعه که تو یه کتاب و یه رشته دانشگاهی و دائره المعارف هم جا نمیشه چه برسه تو یک بخش از پنجره چوبی!

تلویزیون یک وجه مشترک بین همه ماست(به غیر از اونایی که میگن ما اصلا تلویزیون نگاه نمی کنیم) حالا فرقی نمیکنه که شما بیننده یه سریال 40 دقیقه ای باشید یا فقط به اخبار اقتصادی و شاخص بورس توجه کنید یا مثل مادر من نمازتون رو با نماز جماعتی که بعد از اذان پخش میشه بخونید یا .... مهم اینه که همه با تلویزیون در ارتباطیم.

بعضیا بخاطر اینکه محتوای برنامه های صداوسیما از فیلتر عده ای خاص میگذره و مدیرانش انتصاب میشن نه انتخاب و به خاطر مشکلی که با مواضع سیاسی این سازمان دارند به کلی ردش میکنن و به ماهواره پناه میبرن ، که من خیلی با اونا موافق نیستم در رد کردن صداوسیما به طور کامل،البته که انتقادهای جدی هم وجود داره ولی هنوز برنامه های درخور توجهی که حاصل زحمت یکسری برنامه ساز خلاقه هم به چشم میخورند که برای اونها بشه وقت گذاشت.

برنامه هایی (فیلم سینمایی،سریال،مستند،مصاحبه،گزارش......) هستند که بعد از تمام شدنشون همچنان تا مدتها تو ذهن میمونن یا حتی برای همیشه موندگار میشن. به نظر من این آثار هنری  که حاصل نوآوری و ابتکار سازندگانشون هستن پتانسیل های زیادی برای طرح در وبلاگ یا رسانه های دیگه دارن

قصد نداشتم تو این نوشته پرگویی کنم و بیشتر هدفم معرفی موضوع جدیدالتاسیس در پنجره چوبی بود.

بعد از خاطرات مترو این دومین موضوعیه که قراره از این به بعد بیشتر در موردش بنویسم،چندتا موضوع دیگه هم تو ذهنم دارم که بتدریج معرفی میکنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت   توسط امیر  |