مطلب قبلی که مقدمه ای بود بر بحث دنباله دار وبلاگ گرافی خیلی به دلم نچسبید،نتونستم منظورم رو به خوبی منتقل کنم. وقتی قلمم در نوشتن قاصر باشه احساس بدی بهم دست میده..... بگذریم.
شما چقدر به اطرافتون دقت می کنید؟ به رفتار آدمها حرفهایی که میزنند و واکنشهایی که نسبت به شما دارند چطور؟ از پشت پنجره ماشین چقدر به بیرون توجه میکنید؟ و هر بار که از جایی رد میشید متوجه تغییرات می شوید؟
اگر شما نویسنده یک وبلاگ باشید و خود را متعهد کرده باشید که هر چند روز یکبار مطلب تازه بنویسید (البته اگر واقعا متعهد بمانید!) می بایست بخشی از خوراک وبلاگتان را از محیط اطراف کسب کنید. پس باید دقیق باشید ، به حرفهای آدمها بهتر و بیشتر گوش کنید رفتارهایشان هم به همین ترتیب و از پشت پنجره ماشین و هر جای دیگر به تغییرات حساس باشید و ....
یک نمونه اش در مورد خودم ،پستی بود که شهریور پارسال اینجا گذاشتم و به نظر خودم از یک اتفاق خیلی خیلی.... ساده کلی نتیجه گیری کرده بودم. چون میدونستم برای اندیشه هام مخاطبی هم وجود داره انگیزه بیشتری برای اندیشیدن در من بوجود اومد و می توانستم از نظر سایرین آگاه بشم. و این دقیقا موید ذات اجتماعی بودن انسان است اینکه دوست داره دانسته هاش رو با دیگران تقسیم کنه و از توجه اونها به دانسته هاش لذت میبره.
(ضمن اینکه شاید شما به تمام سوالات بالا جواب منفی بدین بخاطر اینکه اینقدر مشغله و گرفتاری دارید که اصلا ذهنتون مجالی برای دقت به محیط پیرامونتون نداره و تو تاکسی یا اتوبوس که می نشینید غرق در افکار می شوید و کاملا از بعدمکان و زمان خارج می شوید تا به مقصد برسید. )
... موقعی که شما وبلاگ می نویسید همه چیز میره زیر ذره بین،ذره بینی که خودتون از وجودش بی اطلاع بودید! گواه این مطلب روزهای مهم سال است مثل سیزده بدر. فردای این روز اگه به وبلاگهای مورد علاقتون سر بزنید می بینید هر کسی در دایره دیدش گزارشی،عکسی یا هر دیتایی که براش جالب بوده گذاشته تو صفحه وبلاگش.
و اینجاست که هر وبلاگ نویس به یک خبرنگار صادق -که انگیزه ای برای دروغ پردازی هم ندارد- تبدیل می شود و با یک مرور اجمالی می توان صدها مطلب متنوع و فراگیر از سیزده بدر بدست آورد.
به کلامی دیگر وبلاگنویسان همانند ذره بین هایی هستند که همه جا هستند و تصاویر بزرگنمایی شده را برای عموم منتشر می کنند.
خیلی جالبه نه؟
این مطلب مقدمه ایست بر یک موضوع تخصصی جدید در پنجره چوبی.
خیلی وقته که چیزای جالبی میاد تو ذهنم و به نتایج جالبی می رسم که از مشاهداتم بدست میان ولی نمی دونم اونها رو باید چه جوری و به چه بهونه ای بنویسم.
اولش خیلی از ما (مخاطب من وبلاگ نویسان محترم هستند) با خوندن وبلاگهای مورد علاقه مون کم کم هوس کردیم که برای خودمون وبلاگی داشته باشیم تا بتونیم به دور از ملاحظات موجود و معمولا ناشناس تجربیات و احساساتمون رو با سایرین به اشتراک گذاریم،بارها و باها برامون اتفاقات جالب و مهمی افتاده بود که دوست داشتیم از درونمون تخلیه کنیم ولی ظاهرا اطرافیان نمی تونستن مخاطبان خوبی باشند برای افکار ما.
داشتن فضایی به پهنای تمام دنیا و در تمام لحظات شبانه روز که برایگان و سادگی قابلیت انتشار ذهنیات من رو داشته باشه و موجب ارتباط من با انسانهای بی شماری بشه خیلی هیجان انگیز بود ( و همچنان هست!)
وبلاگ رو افتتاح کردم و وبلاگ نویسی را آغاز. مثل همه مراحل زندگی متوجه شدم که من پیش از این خیلی چیزها رو درک نکرده بودم! اینها لزوما تلخ یا شیرین نبودن ،دریافتهایی از محیط بیرون بودند که تا مادامی که توی گود نیامده بودم نمی توانستم درک کنم.
فکر می کردم که فقط باید بنویسم در حالی که الان بیشتر شنونده هستم ، باید بخوانی تا خوانده شوی ، بخش جالبش برخور با افکار دیگران و بازخورد نظر سایرین نسبت به مطالب شماست که کاملا هم متنوعند نظر دیگران ...... و خیلی چیزهای دیگه که به مرور در این تاپیک خواهم نوشت.
آمارهای زیادی راجع به وبلاگ نویسی ایرانان منتشر شده .اوایل که تازه پدیده ای به نام وبلاگ ظهور کرده بود ، ایرانیان از حیث کمی در مقام دوم دنیا ایستاده بودند. مدتی قبل هم بلاگفا از گذشتن از مرز یک میلیون وبلاگ ثبت شده خبر داد ، با احتساب سایر سایت های ایرانی و غیر ایرانی که سرویس وبلاگ میدهند همچنین کسانی که در دامین شخصی وبلاگ برپا کرده اند می توان آمار تقریبی 2 میلیون وبلاگ فارسی زبان را پذیرفت.
در حالی که فقط دو میلیون نفر نویسنده وبلاگ داریم ، مجموع تیراژ روزنامه های ما کمتر از یک میلیون نسخه در روز است، که از این تعداد بخش بزرگی فروش نمی رود و برگشت می خورد و بخشی هم فقط برای آگهی ها یشان فروش می روند.
همینطور که یافتیم اقبال ایرانی ها به سمت رسانه های الکترونیکی معطوف شده و قطعا در آینده بیشتر و بیشتر خواهد شد. البته رسانه های الکترونیک شامل سایت ها ، خبرگزاری ها، رادیوهای اینترنتی و فروم ها نیز می شود که من فقط به وبلاگ خواهم پرداخت.
وبلاگ در عین سادگی رسانه ای عریض و طویل است که به خاطر راحتی در راه اندازی و نگهداری آن برای هر کاربری که هوس کند وبلاگی راه اندازی کند،توانسته در لایه های اجتماعی گوناگون ریشه بدواند .
امروزه بازتاب کوچکترین اتفاقی را در کوتاهترین زمان ممکن می توان در بین وبلاگها یافت ، تعدد آنها توانسته تمام روشهای سانـــــسور اینترنت را بی اثر سازد و بلاگر ها بطور غریزی اتحاد خاصی بدست آورده اند که دیگر هیچ عکس، خبر ، فیلم یا مطلبی را نمی توان با فیـــــلـتــــر ینگ از دید مردم پنهان کرد چرا که همان لحظه در چندین هزار پایگاه دیگر هم منتشر شده!
شبکه های اجتماعی بین آنها پدید آمده که بهترین و داغترین مطالب را به رای می گذارند و دیگر مطالب با کیفیت در سکوت و رکود خاک نمی خورند و با نظر جمعی شایسته ترین ها انتخاب می شوند.
در حال حاضر جامعه وبلاگ ایرانی متشکل از نویسنده و مخاطب که معمولا هر نویسنده ای مخاطب چندین نویسنده دیگر هم هست ، مجموعه ای غنی از دانسته ها و تجربیات است که به مدد فناوری اینترنت توانسته خلاء بسیاری از کاستی های دنیای واقعی را در دنیای مجای برای خودش (که غالبا جوانان هستند) پر کند.
شاید دلیل اقبال وبلاگ نویسی در ایران همین کاستی های دنیای واقعی مان است که در دنیای مجازی دیگر خبری از آن نیست.


