تبليغاتX
پنجره چوبی


همین سه هفته پیش بود که اولین مطلب پنجره چوبی رو نوشتم، اونروز از پنجره های روبروی این پنجره و آدمهایی که تو ساختمونهای روبرو می خوان جابگیرن گفتم....

چند روز پیش پنجره آلومینیومی تو بخش نظرات خودش رو معرفی کرد، بعد از اون هم یکی دیگه از دوستای خوبم نیم پنجره.

از همون روز اول یکی از آرزوهای من یک رابطه تعاملی بود.مطلب پایین رو نیم پنجره برای ما فرستاده:

 

به نام خدا

 

حق را بگو اگر چه نابودی تو در آن باشد زیرا نجات تو در همان است

امام موسی کاظم (ع)

سلام

اولین سلام یک نیم پنجره داخل یک تمام پنجره چوبی

 

بعد از دعوت دوست عزیزم پنجره چوبی ( منم از خدا خواسته ) دعوتشو قبول کردم و به امید خدا منم از این به بعد گه گاهی در این پنجره چوبی می نویسم:

 

ازکنار کافی شاپی رد می شدم  3 تا برگه نظرمو جلب کرد

 

 

 

اولی " لطفاً حجاب اسلامی رعایت فرمائید "

تقریباً همه مغازه ها دارند

دومی شماره تلفن 124 بود که در صورت گرانی خدمات و کالاها که اگر تماس بگیری حتما رسیدگی میشه؟!؟!؟!؟!؟!!

سومی که چرا داشت؟؟!!؟؟!!

" خانم های محترم لطفاً از کشیدن سیگار خود داری فر مایند "

حتما کسیکه این برگه رو نسب کرده به در ورودی یکی از این فکرا تو سرش بوده

 

     1. این ضعیفه ها می خوان چیکار سیگار بکشن

      2. اســــــــــتـــغـــــفرالله ...   خانم هـــــا که سیگار نمی کشن

    ۳. یا خواسته که به طور آزمایشی ببینه که ممنوع کردن کشیدن سیگار در مکان های عمومی جواب میده بعد مرد ها روهم منع کنه

   4.  یا   یک فمنیست سرو سخت بوده که می خواسته خانم ها از سلامت بیشتری نسبت به آقایون داشته باشند و مردها کم کم از بیماری های ریوی تلف بشند و  خانم ها دنیا رو بگیرن                                                                                                            نیم پنجره

 

جامعه ما پر شده از باید و نبایدهای تحمیلی،وقتی حجم این تذکرها و تاکیدها بالا میره به همون نسبت بازدارندگی خودش رو هم از دست میده،این کافی شاپ یک نمونه سادش بود. (اولین کامنت رو خودم واسه نیم پنجره گذاشتم!)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت   توسط امیر  |