یک: عده ای خدا را از ترس عذاب جهنم عبادت می کنند،که این عبادت بردگان است.
عده ای خدا را به طمع نعمتهای بهشتی عبادت می کنند،که این عبادت بازرگانان است.
و عده ای هم خدا را برای خدا عبادت می کنند،که این عبادت آزادگان است.
حضرت علی علیه السلام
عید شما مبارک
دو: این چند روز هوا خیلی سرد شده یا بقولی خشکه سرما حاکم شده بر این روزها. لبوی داغ خیلی میچسبه مخصوصا اون موقع که تو پیاده رو بایستید کنار یه چرخ دوره گرد لبو فروش،در حالی که دستاتون از شدت سوز و سرما داره یخ میزنه با همون دست کرخت شده از سرما چنگال یک بار مصرف رو بزنید تو یه قاچ لبوی داغ -که قبلا لبو فروش براتون با چاقوش خرد کرده- و سپس اونو بزارید تو دهنتون و دهنتون هم بسوزه! دهن من که آب افتاد!
سه: رادیو تهران روزهای پنچشنبه قبل از ظهر برنامه ای پخش می کنه بنام چاردیواری ممنوع،دیروز برای اولین بار بهش گوش میکردم،برنامه شاد و پر هیجانیه تقریبا شبیه برنامه های رادیو جوان،نمی دونم موضوع این هفته شون مربوط به تعطیلات آخر هفته بود یا کلا راجع به آخر هفته صحبت می کنند،اون چیزی که برام جالب بود نظرات مردم بود،اونا تماس میگرفتن و در مورد تعطیلات آخر هفته صحبت میکردن چند تا از تلفن ها رو می خوام اینجا نقل کنم :
- (یه خانوم با صدا مسن و لحن آروم):من پام درد میکنه نمی تونم از خونه برم بیرون از صبح رادیوی شما رو گوش میکنم تا ساعت هفت شب که بچه هام بیان،بچه هام میگن چقدر رادیو گوش میکنی! اگه میشه آهنگ زمستون افشین مقدم رو برام بزارین،آخه خیلی باهاش خاطره دارم.
- ما راننده کامیونیم تموم هفته رو تو جاده ها داریم رانندگی میکنیم بعضی موقعا هم که میرم خونه اجاره خونه و قسط و بدهی میریزه سرم واسه همین اگه نرم خونه راحت ترم.
-آقا ما که بچه پایین شهریم اونقدر پول نداریم که آخر هفته رو جایی بریم با حقوق دویست، دویست و پنجاه هزارتومن پول تاکسی هم نمیتونیم بدیم بریم تا بالای شهر مگر این که دست بچه ها رو بگیریم و یه دوری تو محلمون بزنیم.
-من قدم زدن تو طبیعت زیبای پارک ملت رو با هیچ جای دنیا عوض نمی کنم.
-من تو یه خیاطی کار میکنم تمام هفته کار میکنیم الانم که نزدیکه عیده خیلی سرمون شلوغه،اصلا آخر هفته نداریم.
-تهران که جایی واسه تفریح نداره چهار شنبه بعد از ظهر میریم دبی، جمعه شب برمیگردیم
-من نگهبانم یه هفته درمیون جمعه ها شیفتم، یه هفته هم بجای دوستم شیفت واستادم،این هفته بعد از یک ماه قراره برم خونه،فقط میخوام بخوابم.
........
البته این پیام ها با سلیقه کارگردان برنامه انتخاب شده بودن ولی انعکاس دهنده احوال مردم شهر تهران بودند.
چهار: خبر ترور بینظیر بوتو دیروز در تمام دنیا دمیده شد،زنی از جنس مردم و رهبر حزب مردم، بینظیر دختر یک زن ایرانی بود و همچون پدرش در تاریخ جاودانه شد. میتونست به زندگی آروم و بی دغدغش تو دبی در کنار همسر تاجرش ادامه بده و مثل خیلی از فعالین سیاسی از دور ابراز تاسف بکنه، حتی بعد از دو بار سوء قصد هم به مرگ لبخند زد و برای احیای دموکراسی در کنار مردمش موند ،بینظیر،بی نظیر بود.امروز شورای امنیت از مردم پاکستان خواسته که خویشتن داری کنن و دولت پاکستان دخالت القاعده رو در این ترور منکر شده. این ترور مثل نخ فیتیله بود برای برای یک دینامیت. حالا این فیتیله رو چه کسی روشن کرد و این دینامیت به نفع چه کسی منفجر خواهد شد رو گذشت زمان روشن میکنه .من که فکر میکنم جنگ داخلی در پیشه.(تحلیل پنجره چوبی)

