تبليغاتX
پنجره چوبی


1-آیا ندیده اید که خدا از آسمان باران فرستاد و آن را چون چشمه سارهایی در زمین روان گردانید،آنگاه به کشتزارهایی رنگارنگ برویانید،سپس همه خشک می شوند و می بینی که زرد شده اند،آنگاه خردشان می سازد؟ هر آینه خردمندان را در آن اندرزی است.

آیه 21 سوره زمر

2-در فرهنگ و زندگی ما ایرانی ها دو نوع تقویم حاکم شده -البته نمی دونم دقیقا از چه زمانی!- یکی هجری شمسی و دیگری هجری قمری به واسطه مناسبتهای دینی، حتی خیلیا از تقویم سومی یعنی تقویم میلادی هم استفاده میکنند.معمولا از چند روز قبل از این که مناسبتهای دینی فرابرسند ما عادت داریم به تقویم سر بزنیم و از وضعیت تعطیلی ها و عزاداری های مرسوم شده خبردار بشیم.

محرم داره نزدیک میشه و اولین نشونه ای که اینو به من گوشزد کرد نوجونایی بودن که این چند روز از داربستهای لخت بالا میرفتن و با پارچه های سیاه و ریسه و پرچم ،لوله های زنگ زده بی روح رو به هیئت های عزاداری امام حسین تبدیل میکردن.

همیشه عاشورا آدم رو یاد هوای گرم میاندازه و تا همین پنج شش سال پیش هم ایام عزاداری تقریبا با هوای گرم مقارن بود،نمی دونم چرا باورش برام سخته که محرم با سرما مقارن باشه

امروز بعداز ظهر که داشتم بر میگشتم خونه کوچه های سفید پوش شده از برف رو نگاه میکردم  که یکدفعه یاده همون هیئت محلمون افتادم که تا الان دیگه آماده شده واسه مراسم،جایی که همیشه با رنگ سیاهش شناخته میشده امروز لباس سفید به تن کرده.....

راهم رو به سمت  هیئت کج کردم تا شاید بتونم از منظره جالبی تصویری ثبت کنم،همونطور که میبینید بهترین حالتش همین عکسیه که اینجا گذاشتم:

 

خب ما به اندازه کافی موقعیت برای عزاداری و عزادار بودن داریم در کشورمون و این به پیشواز رفتن من برای محرم بیشتر به خاطر اتفاق جدیدی بود که تا حالا تو عمرم شاهدش نبودم ،یعنی سفید پوش شدن چادرهای سیاه یا محرم سفید!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت   توسط امیر  |