عمره؟.... عمراً !!!
وقتی از پله های هواپیما پیاده می شدم در فرودگاه جده و هُرم گرما اولین پدیده ای بود که به استقبالمان می آمد سخت کنجکاو بودم ببینم این سعودی های فلان فلان شده ای که همه جا وصف پلیدی و پلشتی شان را می شنیدم می خواهند با ما چطور برخورد کنند؟
سوار اتوبوس شدیم تا به ترمینال برویم، من وسط های ماشین ایستاده بودم و راننده داخل یک کابین شیشه ای بود. هنوز مسافرها کامل سوار نشده بودند که تو آینه ای که روی شیشه جلو وصل شده بود صورت اولین سعودی که همون راننده بود رو دیدم. پسر سیاه پوست جوونی بود با ریشهای بن لادنی فرفری. شبیه همین داعشی های الان. لحظه ای بعد نگاهمون در هم گره خورد. بی درنگ خندید. خنده ای بسیار پر انرژی و مهربون، از اون آدم های پر جوش و خروش بود، با حرکات دست سعی میکرد سلام و احوالپرسی بکنه، من که جا خورده بودم از این همه صمیمیت به مادرم نشونش دادم، بعد دستش رو شبیه حالت قنوت توی نماز کرد و آسمان را نشان داد. انگار میخواست بگه من رو دعا کن! چند دقیقه بعد موقع پیاده شدن دوباره کلی انرژی خوب به ما داد.
انگار نیک می دانست اولین برخورد خوب با یک مهمان چقدر شیرین است.
ترمینال خیلی خلوت بود و در عرض کمتر از 15 دقیقه همه کارهای گذرنامه و تحویل بار تمام شد و برخورد پلیس های گذرنامه و شرطه ها هیچ مشکلی نداشت و من همچنان منتظر رسیدن به غول مرحله آخر و آن برخورد توهین آمیز معروف بودم.
داشتیم چمدان ها را تلو تلو خوران می کشیدیم به سمت اتوبوس های کاروان که صدایی رسا با لهجه عربی از پشت سر صدایم کرد "حاجی!... حاجی!" از حرکت ایستادم و برگشتم پشت سرم را نگاه کردم، مردی بلند قد و خوش سیما که لباسی شبیه خلبان ها پوشیده بود و انگار از کارمند های فرودگاه بود با دستش چرخ های ترولی را نشانم داد که گوشه سالن توی همدیگر جمعشان کرده بودند.
همه ساک ها روی یک چرخ جا گرفت، بقیه هم پشت سر من آمدند و چرخ برداشتند.
در طول سفر هم یک صبح تا شب تنهایی رفتم شهر جده و بیشتر شهر را گشتم و چقدر از پلیس ها راهنمایی گرفتم حتی ظهر را رفتم روبروی وزارت خارجه عربستان در یک مسجد دو ساعتی خوابیدم و موقعی که برگشتم تهران فهمیدم ویزای زیارتی ایرانی ها فقط در مکه و مدینه اعتبار داشته اما همه آنها با اینکه ایرانی بودنم را می فهمیدند هرگز تذکر هم ندادند!
و تجربه های فروان دیگری از برخورد با مردمی که تا قبل از آن سفر نگاه کاملا متفاوتی داشتم نسبت به آنها و حقیقتش را بخواهید این قسمت مردم شناسی سفر خیلی برایم جذاب تر بود تا آن قسمت های زیارتی...
آن دو بیمار جنسی که در فرودگاه جده آن کارها را کردند چند ساعت بعد توسط رییس فرودگاه شناسایی شدند و بسرعت ماموران پزشکی قانونی آمدند و پسرهای ایرانی را معاینه کردند و مسولین سعودی فرودگاه کلی معذرت خواهی کردند که البته ایرانی ها گفتند اجازه نمی دهند قضیه به این راحتی فیصله پیدا کند، متهمین اعزام به دادگاه شدند حتی یک جلسه دادگاه برگزار شده ، دیروز هم گفتند به اشد مجازات خواهند رسید آن هم اجرای حکم حتما با حضور خانواده پسرهای ایرانی انجام خواهد شد...
ولی بعضی ها هنوز دلواپس اند.
