معمولا با شنیدن کلمه "قطاب" یاد دید و بازدیدهای نوروزی و توپ توپی های بشدت شیرینی می افتیم که 94 درصد آنرا پودر قند تشکیل داده و بعد از به دهان گذاشتن یکی از آنها و پایین دادنشان با یک فنجان چای پررنگ ترکی ، آنچنان فشار خونمان بالا میرود و گور میگیریم که دوست داریم زمستان دوباره بگردد تا کمی خنک شویم...

 اما قطاب هایی که مادر بزرگ آماده میکرد با این قطابهای یزدی فرق داشت.

مادر بزرگ هنوز چهار پنج سال بیشتر نداشت که با شروع انقلاب بلشویکی روسیه، خانه و زندگی را در باکو یا بقول خودش بادکوبه، رها کردند و آواره همسایه جنوبی شدند. با اینکه تقریبا همه عمرش را دور از زادگاهش زندگی کرد ولی همه سالهایی که زنده بود برای ما از بادکوبه میگفت، از شعر ها و ضرب المثلهایی که گاه و بی گاه میخواند تا غذاهای بادکوبه ای که می پخت و بافتنی هایی که شبیه بافتنی های اینجایی نبودند.

بادکوبه ای ها هم ترک اند و هم روس، هم ترکی بلدند و هم روسی،چهره هایشان هم رگه های هر دو نژاد را در خود دارد. ترکی بادکوبه ای را هر کسی نمی فهمد، خودشان هم زیاد خوش ندارند ترکی حرف بزنند. برای اینکه از ابتدا با شناسنامه های جعلی به ایران پناه آوردند و همیشه ی خدا کابوسشان این بود که شناخته شوند و بدست کمونیست ها بیافتند. برای همین مادربزرگ در ایران هیچکس را نداشت و همه فامیلش را همکاران اداره و همسایه ها و برادرزاده هایش تشکیل میدادند.



قطاب بادکوبه ای اصلا شیرینی نیست، نوعی پیراشکی که وسطش رو با انار و گوشت چرخکرده ای که قبلا سرخ شده باشد پر میکنند و دوباره سرخ میکنند. البته مرحله سخت کار درست کردن خمیر پیراشکی ست که مادربزرگ برای این کار تخته و وردنه مخصوصی داشت. اما این روزها خودش دیگر نیست که ببیند خمیرهای پیراشکی شیرآوران بساط تخته و وردنه را از آشپزخانه ها جمع کردند.

دیشب مادر خواب مادربزرگ را دیده بود که خیلی خوشحال بوده و داشته قطاب میخورده،برای همین امروز نهار  قطابهای خوش مزه ای خوردیم که هیچ وقت نمی توانند مزه قطابهایی که با خمیر های ناصاف و کره سرخ میشدند را برایم تداعی کنند.

 نمیدانم چقدر با موسیقی کلاسیک میانه دارید؟ این روزها قطعه روحبخشی از آلبینونی را گوش میکنم که پیشنهاد میکنم شما هم به آن گوش بدهید. از دوست بسیار عزیزی که مدتی ست اینجا را میخواند و من را با این قطعه آشنا کرد نیز تشکر میکنم.

همینطور از علی انوری هم میخواهم بجای اینکه اینقدر بیاید در کامنتدونی دُرّ افشانی کند، اگر واقعا میتواند! و واقعا سالهاست که در تنهایی هایش این قطعه را با سوت اجرا میکند ،یک اجرای خوب هم برای ما ضبط کند، تا همه با هم گوش کنیم.